درگذشت.
روحش شاد

فقط اومدم یه سلامی عرض کنم
تاریخچه ، کمپاس ، رقص و آواز
در دستگاه
تانگوس (Tangos) تانگو ( Tango)
»» ریشه تانگو
لغتی است برگرفته از کلمه "Tang" که تداعی کننده صدای انعکاسی ناشی از ضربه به یک شـــیء می باشد ؛ همچنین لغت Tang" " سمبل یک حرکت تموّجی و نوسانی است . برخی نیز عقیده دارند که ریشه این لغت ،" Tangir " با منشاء لاتین " Tangere " به معنای « لمس کردن » است .
ریشه یابی دستگاه تانگو به علت شباهتی که به نوعی موسیقی آمریکای لاتین به همین نام دارد ، اندکی گیج کننده می شود . هر چند که تانگوی فلامنکو هیچ قرابتی با تانگوی آرژانتینی ندارد ، ولی ساختارشان از قوانين مشابهي تبعيت مي كند
اين احتمال وجود دارد كه تانگوي فلامنكو تحت تاثير موسيقي آمريكاي لاتین و در نتیجة تماس با موسیقی کوبایی پدید آمده باشد ؛ هر چند محققین ، اولین تانگو را به اِنریکه اِل ملّیسو (Enrique el Mellizo) در کادیز (Cadiz) نسبت می دهند .
دستگاه تانگو یک دستگاه رقص و آوازی با ریتم شادمانه و تاکیدات قویست که امروزه همراه با بولریاس از اجزای لاینفک هر جشن فلامنکویی (Fiesta) محسوب می شود . ریتم شاد و میزان ساده و روان تانگو باعث می شود تا بتوان از آن برای طراحی رقص های ریتمیک و پر احساس و زیبا استفاده کرد .
»» رقص تانگو
بر اساس شواهد موجود منشاء زمانی پیدایش رقص در دستگاه تانگو با تولد خود این دستگاه یکی می باشد .
رقص تانگو میزان یکنواختی را دنبال می کند و اجرای آن شامل حرکات زیبا و فانتزی ، حالات و اداهای شیطنت آمیز و پیچ و تاب های ماهرانه بدن است . ریتم تانگو تاکیدی است و جذابیت و سهولت درك آن باعث می شود تا هنرمند اجازه بداهه پردازی و اِعمال سلیقه شخصی داشته باشد . میزان تانگو در رقص چهار ضربی است و به راحتی قابل تشخیص می باشد .
ضرب اول معمولا بسیار ضعیف یا به صورت سکوت اجرا می شود و ضرب 2 و 3 و 4 از تاکیدات قوی برخوردارند :
»» آواز تانگو
فرم آوازی تانگو یکی از قدیمی ترین و اصلی ترین سبکهای آواز در فلامنکو است . آواز تانگو دارای تنوعات زیادی است که مربوط به محل پیدایش آن نوع خاص تانگو می باشد . ولی محل پیدایش آن هر جا که باشد از قبیل کادیز ، خرز ، سِویل یا مالاگا ، به عنوان یک آواز مخصوص رقص شناخته می شود .
هنگامی که تانگو به صورت یک آواز تنها و صرفا برای شنیدن اجرا می شود ، از طبیعت موقر و آرامی برخوردار است ؛ به طوری که خواننده ، همچون زمانی که در دستگاه تی یِنتوس اجرای برنامه دارد ، آزاد نیست و نمی تواند هنر و مهارت و توانایی های خویش را به نمایش بگذارد .
اولین خوانندگانی که اجراهای قابل توجه و ماندگاری در تانگو داشته اند عبارتند از : ال مِلّیسو (El Mellizo) و آئورِلیو سلس (Aurelio Seles) از کادیز ، پاستورا پاوُون (Pastora Pavon) و ِال تی تی (El Titi) از سویل ، فریخونز (Ferijones) و اِل موخاما (El Mojama) از خرز ، لا پیرولا (La Pirula) ، لا رِپومپا (La Repompa) و ال پیّایو (El Piyayo) از مالاگا.
لا نینیا دِ لُس پِی نِس (La Nina de Los Peines) خواننده ای بود که در جهت توسعه و تکامل تانگو فعالیت زیادی کرد . نکته جالب اینجاست که نام وی برگرفته از یک شعر تانگو است که در اوایل دوران فعالیت هنری اش آن آواز را بسیار دوست می داشت و اجرا می کرد . معنای لغوی اسم وی ، «دختر شانه ها» ست .
کوپلاهای تانگو غالبا از چهار و گاهی سه جمله هشت کلمه ای اشعار تشکیل می شود .
»» گیتار در تانگو
اصل مهم و تخطی ناپذیر در تانگوی فلامنکو ، همانند تی نیتوس ، استفاده از مد فریژین (گام اندلسی) است . اگر چه در تانگوهای مناطقی مانند تریانا و گرانادا استفاده از گامهای ماژور و مینور نیز دیده می شود؛ به طور مثال یک تانگو به نام تی تی دِ تریانا (Titi De Triana) در گام مینور نواخته می شود .
تانگوی دیگری منسوب به کادیز از گامهای مُدال استفاده می کند و نوع دیگری از تانگو نرم پیّایو (Piyayo) از مالاگا ، در تنالیته ماژور است . هم چنین نوعی تانگوی گرانادایی وجود دارد که در سردسته اجرا شده و تمپوی آن آهسته تر است .
امروزه فرم های تانگو و رومبا را زیاد در هم ادغام می کنند ، ولی تفاوت عمده این دو فرم عملاً در نحوه نواختن گیتار بارز می گردد .
در تانگو هنگامی که نوازنده ضرب ها را با راسگوادوهای تند و تیز مشخص می کند ، همراهی کنندگان گیتار نیز بر سر هر آكورد ، به دقت تاکید را ( با پالماس و ديگر صور همراهي ) بیان می کنند . در صورتی که در رومبا تاکید ات به اين قدرت و دقت نيستند و نواختن گیتار از روال یکنواخت تری برخوردار است .
در بسياري از موارد تانگو به عنوان حسن ختام تی یِنتوس و با سرعتی به مراتب بیشتر از آن اجرا می شود تنالیته های پایه تانگو در سردسته(پور آرّيبا) ، می و فا و در وسط دسته ، لا و سی بمل می باشند که همانطور که قبلا گفتیم ، همه در مد فریژین به کار می روند .
»» کمپاس در تانگو
ریتم تانگوی رقصی 4/4 و هنگام نوازندگی 4/2 در نظر گرفته می شود . ضمن اینکه ، این دو ریتم قابل تبدیل به یکدیگرند . در شكل زير ساختار كامل يك كمپاس تانگو را مشاهده مي كنيد.
»» تانگوي امروزين
در زمان قدیم در برخی موارد یک یا دو جمله از اشعار تانگو را در انتهای اشعار تی ینتوس به کار می بردند . واریاسیون جدید این ایده که امروزه به طور معمول اجرا می شود و آن را «تی ینتوس - تانگوس» می نامند ، بدین ترتیب است که خواننده دو یا سه جمله از اشعار تی ینتوس را به عنوان مقدمه یک آواز طولانی تانگو می آورد .
سه تن از استاتید زن خواننده به این سبک عبارتند از :
آئورورا بارگاس (Aurora Vargas) ، خوآنا دل رِبوئِلو (Juana del Revuelo) و لا سائِتا دِ مالاگا (La Saeta De Malaga) .
از دیگر تغییراتی که در عصر حاضر برای تانگو به وجود آمده این است که به عنوان یکی از اجزای اصلی رِپِرتوارها و جزء محلقات لاینفک بدنه اصلی آواز سنتی شناخته شده است ؛ همانند نقشی که بولریاس نسبت به سولئارس ایفا می کند .
بدین جهت ، تانگو را پسرعموی بولریاس در میان ریتم های دو تایی (4/4, 2/4) می دانند . در اين ميان خوانندة نابغة فقيد ، "كامارون دِ لا ايسلا " نقش مهمي در اعتبار يافتن و محبوبيت تانگو داشته است . وي به دليل قابليت و انعطاف ريتميك و ملوديك موجود در تانگو در جهت تلفيق با ژانرهاي ديگر موسيقي خصوصاً جَز(Jazz) و لاتين ، از اين پالو بسيار استفاده مي كرد.
فلامينگو ، فلامينكو يا فلامنكو ؟ ريشه يابي لغت فلامنكو
در فرهنگ لغات آكادمي زبان اسپانيايي رئال Real Academia) Español de la Lunga ) معاني متفاوتي براي لغت فلامنكو ارايه شده است كه از بين آنها ، برخي كه سنخيت بيشتري با بحث ما دارند را براي شما انتخاب كرده ايم .
در يكي از اين تعاريف آمده است : فلامنكو ، يك روش فرهنگي_اجتماعيِ بيان احساسات در ميان كولي هاست كه ريشه هاي عميقي در ناحية اَندلُس(Andalusia) براي آن يافت مي شود .
در جايي ديگر ، لغت فلامنكو را نشانگر يك شاخة قومي يا نژادي مي انگارد و به مردمي اطلاق مي كند كه منسوب به سرزمين فلاندر هستند . علاوه بر فرهنگ لغاتي كه ذكر كرديم ، در فرهنگ لغات صرفي اسپانيايي وكاستيلي ريشة لغت فلامنكو را منسوب به فلامينگ (Flaming) مي دانند كه در زبان هلندي به معني (چيزي يا كسي آمده از سرزمين فلاندر در آلمان ) مي باشد . علّت انتساب لغت فلامنكو به فلامينگ ، به معني (شخصي از اهالي فلاندر ) ،ريشه در تاريخ آن ناحيه دارد . ايشان مردمي بودند از نژاد مردم شمال اروپا به نام نورديك(Nordic) كه رنگ رخسارشان گلگون بود ؛ بر خلاف مردم اروپاي جنوبي معروف به نژاد لاتين كه پوست تيره و موي مشكي دارند و به خصوص از لحاظ رنگ پوست تفاوت فاحشي بين اين دو نژاد ديده مي شود . از جانب ديگر ، استفاده از لغت فلامينگ براي ناميدن مردمي با پوست گلگون ، مي تواند اشاره به پرنده اي به نام فلامينگو(Flamingo) باشد . اين پرنده منقار بزرگي دارد كه به طرز عجيبي خميدگي دارد . با گردن و پاهايي بلند و ظريف ، پرهاي سفيدي گردن و سينه و شكمش را پوشانيده ، در حالي كه سر و قسمت تحتاني بدنش به رنگ صورتي تا قرمز تند است . از آنجا كه در قرن شانزدهم و اوايل قرن هفدهم ميلادي ، سرزمين فلاندر زير سلطة اسپانيا بود ، مردم اسپانيا اهالي فلاندر را به دليل وضع پوشش و رنگ پوست شان به گونه اي تحقير آميز به فلامينگو تشبيه مي كردند .
در اواسط قرن هفدهم ميلادي ، فلاندري ها قيام كردند و به دنبال جنگ هايي خونين ، استقلال خود را به دست آوردند و كشور هلند كنوني را بنا نهادند . در طي اين جنگ ها ، بسياري از اسناد و مدارك ارزشمند تاريخي در مورد فلاندري هاي ساكن اسپانيا از دست رفته و نابود شدند . خصومت حكومت اسپانيا با مردم فلاندر در آن دوران باعث شده بود تا با قلب واقعيات و به دروغ ، ايشان را به صورت مردمي ياغي و لايق تنفر به جامعة اسپانيا بشناساند ؛ مردمي كه حتي روش زندگي كردن شان نيز ناخوشايند و اشمئزازبرانگيز است . اين طرز فكر و تبليغات منفي عليه فلاندري ها به صورت قسمتي از فرهنگ مردم اسپانيا درآمد ، به طوري كه در فرهنگ اسپانيايي ، هر فرد ، گروه و يا قوم منفوري را به فلاندر منسوب مي كردند. از آنجا كه كولي ها نيز از نظر شهروندان اسپانيايي زندگي مرموز و غيرمتعارفي داشتند كه باب سليقة جامعة اسپانيا نبود ، لقب تغيير شكل يافتة فلامنكو را به ايشان و شيوة آوازخواني اندلسي _ كه محل عمدة زندگي كولي ها بود _ دادند .
در سير تحول و تكامل لغت فلامنكو ، عوامل و اتفاقات ديگري نيز منشأ اثر بودند . در زمان پادشاهي چارلز اول (1556-1519 ميلادي) تعداد كثيري از كولي ها در خط سيرشان در اروپا وارد كشور اسپانيا شدند و چون ورودشان به اسپانيا از نواحي شمالي و سرزمين ژرمن ها و فلاندر بود ، به اشتباه ايشان را فلِميش(Flemish) ناميدند . البته حدسيات ديگري نيز در مورد لغت هلندي فلامينگ به عنوان ريشة لغت فلامنكو موجود است كه با مطالب بالا تفاوت دارد . در يكي از اين فرضيات ريشه يابي لغت فلامنكو باز مي گردد به قرن شانزدهم ميلادي ، هنگامي كه تعدادي خوانندة فلاندري در دربار چارلز پنجم به خدمت گرفته شدند . بدين ترتيب لغت فلِميش پس از تغييراتي در ميان مردم اندلس رواج يافت و به هر خنياگري اطلاق شد . كولي ها در همان دوره نيز اغلب به خوانندگي و نوازندگي و دوره گردي مي پرداختند و موسيقي و رقص و آواز در كلية جشن ها و مراسم وحتي زندگي روزمره شان جايگاهي ويژه داشت . به همين دليل شهروندان اسپانيايي ، لغت تغيير يافتة فلِميش را كه به صورت فلامنكو درآمده بود ، به طور اعم كلمه به كلية فعاليت هاي اين قوم اطلاق نمودند كه به عبارت ديگر نمايانگر فرهنگ كولي ها بود .
فرضية ديگري نيز وجود دارد مبني بر اينكه در طي جنگ هاي استقلال هلند ، تعداد زيادي از كولي هاي اسپانيا در هنگ هاي پياده نظام ارتش فلاندر به صورت سربازان مزدور به خدمت گرفته شدند . ايشان پس از بازگشت پيروزمندانه از جنگ ، به عنوان پاداش اجازه يافتند تا آداب و رسوم و شغل سنتي شان را در هر جايي كه بودند ، اجرا و اِعمال كنند ؛ بر خلاف قوانين جاري كشور كه مردم محلي اجازة رفتار آييني و برگزاري مراسم بر اساس آداب و سنن شان را نداشتند .
ريشه هاي ديگر لغت فلامنكو به عقيدة برخي ديگر از محققين ، ريشة كلمة فلامنكو از لحاظ علم زبان شناسي ، در زبان عربي است . بر اساس مطالعات ايشان ، لغت فلامنكو در حقيقت تركيبي از دو لغت «فلّاح» به معني دهقان و برزگر و «مِنكو» به معني رانده شده ، بي خانمان ، تبعيد شده و بي سرزمين مي باشد . اين تعبير بحث هاي زيادي را پيرامون خود به وجود آورده ، ولي استحكام و اعتبار لازم را ندارد . ممكن است كه در زبان عربي يكي از معاني دقيق تر كلمة «فلّاح» ، كشاورز يا زارع باشد ولي مفهوم تبعيد شده يا رانده شده به زبان عربي كلمة «منفي» است نه «مِنكو» . به هر حال نكتة مبهم ديگر اين است كه چگونه لغتي با ريشة عربي پس از حدود سه قرن نهفتگي ، كه از خاتمة استيلاي اعراب بر ناحية اندلس مي گذشت ، سربرآورده و خود را نمايانده است .
در جايي ديگر محققين ريشة لغت فلامنكو را مغربي (Moorish) مي دانند كه همان كشور مراكش فعلي در شمال آفريقاست . به نظر ايشان فلامنكو به مورهايي گفته مي شد كه پس از غلبة مجدد مسيحيان بر جنوب اسپانيا ، در آنجا ماندند و با پذيرش دين مسيحيت تحت سلطة فاتحين به زندگي ادامه دادند . اين محققين نيز صحت انتساب لغت فلامنكو را به تركيب عربي «فَلّاح مِنكو» تأييد مي كنند . پس از شكست اعراب از مسيحيان كاتوليك در سال 1492 ميلادي ، مورهاي ساكن اسپانيا تحت تعقيب قرار گرفتند و به ناچار به زندگي پنهاني و فرار از قانون روي آوردند . بدين ترتيب بهترين راه براي ايشان پناهنده شدن به ميان كولي ها بود كه خودشان نيز درماندگاني همدرد ايشان بودند . مقارن اين اتفاقات ، فلامنكو شروع به شكل گيري و تكامل نمود .
فرضية ديگري نيز وجود دارد كه ريشة لغت فلامنكو را در خصوصيات رفتاري و شخصيتي كولي ها مي داند . كولي ها در برخورد با بيگانگان و غيركولي ها كم حرف ، تودار ، عميق و مرموز بودند . اتخاذ چنين سياست محتاطانه اي در برخورد با بيگانگاني كه هميشه ايشان را از خود رانده و باعث دردسرشان شده بودند ، ظاهري پرتكبر و نخوت آميز برايشان به وجود آورده بود . در عين اينكه حالاتشان بسيار موزون و باوقار بود ، وجود طبيعت سرزنده و احساسات تند خالص در ايشان ، تصويري از يك شعلة آتش (Flame) را به ذهن متبادر مي كرد (ريشة لغت Flame در زبان لاتين ، Fllamallama مي باشد).
Bulerias آشنايي با دستگاه بولرياس
( اطلاعاتي در رابطه با ( رقص ، آواز ، تاريخچه
»» ریشه بولریاس
بولریاس برگرفته از لغت «Burleria» به معنی مسخرگی و مزاح و شوخی ، یا لغت« Bulleria »به معنی خوش گذرانی ، غریو شادی و غوغاست .
بولریاس پالوی پر جنب و جوش و شادی ست که خصوصا برای جشن ها مناسب است . به همین دلیل در این دستگاه شاهد ریتم تندتر و میزان سریعتری هستیم که بولریاس را جهت اجرای حالئو و پالماس ، مناسب تر از سایر دستگاهها می نماید .در بین ریتم های فلامنکو ، بولریاس بر رفیع ترین قله ریتم های محبوب جشن ها قرار دارد .
بولریاس ترکیب ریتمیک پیچیده همراه با تنوعات فراوان در ریتم دارد که رنگ آمیزی گوش نوازی را از ترکیب تاثیرات ویژه رقص و آواز و گیتار به وجود می آورد .از بولریاس به دو صورت عمده استفاده می شود :
الف )
به صورت طبیعت اصلی خودش ، ریتم خاص آن با ایجاد یک قطعه به نام بولریاس ، ارائه می شود .
ب)
به صورت حسن ختام بسیاری از رقص ها (خصوصا سولئارس)، در پایان آنها با سرعتی به مراتب بیش از سرعت واقعی بولریاس ، اجرا می شود .
»» رقص بولریاس
بولریاس فرمی از رقص است که پر از احساسات درونی و خالص هنرمند اجرا کننده اش می باشد . بدین ترتیب رقاص باید برای اجرای هر چه بهتر و پرشورتر قطعه بولریاس ، آزادانه ، مهارت و هنر خود را عرضه کند و در ضمن ، ارتباطی حسی و قوی با خواننده و نوازنده برقرار نماید .
رقاص از یک دوره شامل دو کمپاس 12 ضربی استفاده می کند که دسپلانته (Desplante) نام دارد .
دسپلانته برای تفکیک بخش های مختلف رقص از یکدیگر و مشخص کردن مرحله انتقالی (Transition) بخشی از رقص به بخش دیگر استفاده می شود . کمپاس اول یک ساختار ثابت سنتی دارد و مانند یک ترجیع بند در شعر یا نشانگر (Marking) عمل می کند . کمپاس دوم جایی است که رقاص می تواند آزادانه ، خلاقیتهای خود را در چهارچوب کمپاس به نمایش بگذارد و هنر خاص خود را در قالب تنظیمات کوروگرافیک عرضه کند .
این مرحله را پلیسکوی (Pelizco) رقاص می نامند ؛ به همین دلیل بولریاس بیش از سایر دستگاهها به رقاص اجازه بداهه پردازی و هنرنمایی می دهد . علیرغم آزادی ای که در خلق حرکات فی البداهه ، موقر و شیطنت آمیز رقص بولریاس وجود دارد ، کمپاس (میزان) در بولریاس نقش قطعی و غیر قابل اغماض دارد .
در رقص بولریاس ، رقاص باید علاوه بر کنترل دقیقی که روی ضد ضرب ها اعمال می کند ، به غنای مراحل رقص ، سرعت و قدرت ضربه های پا هنگام اجرای زاپاتئادو (Zapateado) و بیان حسی نرم و روان ، با حرکات بازوها ، بدن و حتی صورت ، توجه داشته باشد .
تا مدتهای طولانی ، انواع مختلف رقص های فولکلوریک و پاپ (مردمی) در پالوی بولریاس اجرا می شدند و همیشه همراه با حسی از شادی و تفریح بودند . همچنین بین دستگاههای رقص فلامنکو ، بولریاس تنها دستگاهی ست که در اجرای مردانه آن ، رقاص اجازه دارد به هوا بپرد .
»» آواز در بولریاس
بولریاس در اواسط قرن نوزدهم میلادی در خرز (Jerez) پدیدار شد ، هر چند که مرکز اصلی تولد این دستگاه آوازی را ، اوترِرِا (Utrera) و کادیز (Cadiz) هم می شناسند .
امروزه انواع گوناگونی از بولریاس بر حسب منطقه تولدشان وجود دارد ، ولی دو نوع مشهورتر آنها بولریاس خرز و بولریاس مورون (Moron) است .
بولریاس مورون از نوع خرز آهسته تر بوده ، از پیچیدگیهای تکنیکی کمتری برخوردار است . فالستاها از موسیقی پاپ آرژانتینی (Yupanqui) تاثیر پذیرفته اند و کوپلاها بسیار طولانی تر از کوپلاهای نوع خرز هستند . آواز این دو نوع بولریاس نیز با هم تفاوت دارد .
کوپلاها در تمام انواع بولریاس از 3 یا 4 جمله هشت سیلابی تشکیل می شوند . اشعار بولریاس چندان جدی و پرمحتوا نیستند و می توان گفت که جملات ، پیوستگی معنایی و ارتباط منطقی چندانی ندارند . البته گاهی از بولریاس جهت بیان مفاهیم عمیق هم استفاده می کنند که در این صورت ، پالوی قدرتمندی برای انتقال احساسات خواهد بود .
ساختمان آواز در بولریاس از آواز سولئارس برگرفته شده است که توسط کامبیو (Cambio) تکمیل می شود . شکل سنتی اشعار آوازی در بولریاس کوپلا نام دارد که اندکی با انواع مردمی تر اشعار بولریاس با نام کوپلس (Coples) ، که پر طرفدار نیز هستند ، فرق می کند .
»» گیتار در بولریاس
بولریاس در غالب تنالیته هایی که می توانند به آسانی در گیتار به کار روند ، نواخته می شود . مانند مدهای لا فریژین ، می فریژین ، لا ماژور و می ماژور . تنالیته مربوطه بستگی به سلیقه نوازنده دارد که بخواهد از سردسته ، وسط دسته یا پایین دسته گیتار استفاده نماید .
در وسط دسته گیتار معمولا گام لاماژور یا سی بمل ماژور به کار می رود که آکوردهایی مشابه سولئارس دارند . در این دستگاه به ندرت از گام دو ماژور استفاده می شود ، ولی گاهی نوازندگان جهت اجرای قطعات شاد و پر شور و حالِ تک نوازی گیتار ، از گامهای فادیز ماژور یا مد سی فریژین به خوبی بهره می گیرند .
برخلاف رقاصان و خوانندگان که در دستگاه بولریاس دارای آزادی عمل در انتخاب و اجرا هستند ، نوازنده گیتار در میان کوپلاهای آواز و بخش های رقص نمی تواند مستقل و آزاد عمل کند . دسپلانته های بولریاس به صورت یک راحئوی ساده می باشد که ملودی را به پایان می برند و همانند مشابهشان در انتهای آلگریاس عمل می کنند ؛ جایی که بولریاس به عنوان حسن ختام آلگریاس به کار می رود .
»» کمپاس در بولریاس
معمولا ضربهای 4 ، 5 و 11 به صورت سکوت یا با شدتی بسیار آهسته بیان می شوند تا حالت تاکیدی اولین ضرب جمله بعدی بارزتر باشد.در اینجا از ضرب 12 تا 5 به عنوان جمله سوال ، و ضرب 6 تا 11 جواب است که نقش جمله حل شونده(Resolution Phrase) را ایفا می کند .
آکوردهای تحلیل ، یا روی ضرب 10 جمله حل شونده (مانند مثال بالا) و یا روی ضرب 6 تعویض می شوند . در مثال بالا ، آکورد جمله حل شونده می تواند روی ضرب 6 آغاز شود .
لازم به ذکر است که کمپاس و فالستا در پالوی بولریاس تنوعات زیادی دارند که در فرصت های آتی به آنها نیز خواهیم پرداخت.